تبلیغات
روز های نوجوانی ... روزهای بی کسی
◊ روز های نو جوانی
◊ ایمیل وبلاگ
نویســــنده :
◊ علی (5)
موضــــــوعات :
◊ تقدیم به کسی که از ته دل دوستش دارم...... (5)
آرشـیـــــــــــو :
◊ تیر 1384 (1)
◊ خرداد 1384 (4)
لینکدونی :
◊ مقالات فیزیک و شیمی
◊ مهیار
جستجــــــــــو
:
خبرنامــــــــــه :
Link 2 Link:
نظرتون درباره لینک تو لینک چیه؟ واسم ای میل بزنید
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای وب لاگ "روزهای نو جوانی" محفوظ میباشد
طراح و سازنده : علی وکیلی
:[تقدیم به کسی که از ته دل دوستش دارم...... , ]
به وبلاگ جدیدم یه سر بزنید خیلی باحاله.......
نوشته شده در سه شنبه 14 تیر 1384 و 08:07 ق.ظ توسط علی
ویرایش شده در سه شنبه 14 تیر 1384 و 09:07 ق.ظ
:[تقدیم به کسی که از ته دل دوستش دارم...... , ]
کلام اول و آخر ...
نمی دونم چرا ولی می خوام بنویسم! نمی دونم چرا ولی می خوام داد
بزنم! نمی دونم چرا ولی می خوام بگم که منم زندم! می خوام برا اخرین
بارم که شده سعی کنم! نمی دونم چرا ولی دلم برا خودم تنگ شده ٫
هزاران متر فاصله بین ما رو گرفته! بین جسمم و روحم ٬از خودم دور شدم
ولی حالا پشیمونم٬ خیلیه اگه ادم بخواد یه دفعه دیگر زندگی کنه بخواد
زنده باشه؟ بخواد واسه تا روحش به جسمش برسه؟ نمی دونم چرا ولی
می خوام داد بزنم! می خوام بگم پشیمونم! می خوام داد بزنم دوستت
دارم! دوستت دارم برا همه چیزای که بهم دادی و ازم گرفتی! می
خوام بگم تا خالی شم ولی حیف ! حیف که دیگه دیره! تو نیستی و من تو
کوچهُ تنهایهای دلم دارم پرسه می زنم! تنهای تنها ! حتی دیگه صدای
خش خش بادم باهم قهر کرده! دیگه حتی خدام صدامو نمی شنوه! این
تقدیر منه! باید اینجا بمونم تا بپوسم! می خوام داد بزنم ...ولی دیگه دیره!

LOVE TO M
نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد 1384 و 10:06 ق.ظ توسط علی
ویرایش شده در چهارشنبه 25 خرداد 1384 و 10:06 ق.ظ
:[تقدیم به کسی که از ته دل دوستش دارم...... , ]
جرم بی کسی ...
ـ اسم؟
ـ علی
ـ فامیل؟
ـ بی نام و نشان.
ـ فرزند؟
ـ دو بنده خدا.
ـ سن؟
ـ سالهای سال ، موهایی مشکی ولی روحی پیر و فرسوده.
ـ وضعیت متأهل؟
ـ ( مکث ) مجرد.
ـ محل تولد؟
ـ گوشه ای در این دنیا . همون جایی که مردمش همه ظاهری زیبا
ولی قلبی سنگی دارند. همون جایی که اسمونش با اینکه آبیه
اما همیشه بارون میاد. اونجا که گلاش همه قشنگند اما همشون
غصه دارند. اونجایی که دوست و دشمنت یکیه و محبت ، عشق
و دوستی توی لغت نامشون ناپدید شده و بی معناست.
ـ جرمت چیه؟
ـ جرمم؟ نمی دونم.
ـ برای چی اومدی اینجا؟
ـ میگن چون که عاشقم.
ـ عاشقی جرمه؟
ـ این روزا آره.
ـ چرا جرمه؟
ـ چون باعث میشه مردم بهم اعتماد کنند.
ـ اعتماد کردن جرمه؟
ـ میگن این روزا بزرگترین اشتباه.
ـ حرفی برای دفاع از خودت داری؟
ـ من بی گناهم.
ـ سخن آخر؟
ـ عاشق بودم ، عاشق هستم و عاشق میمانم.
(با گریه داد میزد : مریم....مریم....مریم...)
ـ علی بی نام و نشان وبی کس، متولد گوشه ای در این دنیا ،
فرزند دو
بنده خدا ،شما به جرم عاشق شدن و اعتماد کردن به دیگران تا
زمانی که در این دنیا نامی از تو وجود دارد به زندگی در سیاهی و
بی اعتمادی و خالی از عشق و محبت محکوم می شوید.......
L O V E T O M ..........
نوشته شده در پنجشنبه 19 خرداد 1384 و 02:06 ق.ظ توسط علی
ویرایش شده در شنبه 21 خرداد 1384 و 12:06 ق.ظ
عشق به زبون بعضی ها..... :[تقدیم به کسی که از ته دل دوستش دارم...... , ]
عشق به زبان ....
-از استاد شیمی پرسیدم عشق چیست؟ گفت: حلال است
-از استاد زبان پرسیدم عشق چیست گفت: هم پای LOVE است
- از استاد ادبیات پرسیدم عشق چیست گفت: محبت الهی است
- از استاد معارف (دینی) پرسدم عشق چیست گفت: دل باختگی است
- از استاد تاریخ پرسیدم عشق چیست گفت: سقوط سلسله قلب
جوان است
-از استاد هندسه پرسیدم عشق چیست گفت: نقطه ایست که حول
نقطه ی دل جوان می چرخد ...

نوشته شده در پنجشنبه 19 خرداد 1384 و 12:06 ق.ظ توسط علی
ویرایش شده در سه شنبه 24 خرداد 1384 و 01:06 ق.ظ
دستت را به من بده ... :[تقدیم به کسی که از ته دل دوستش دارم...... , ]
اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
....
قصه نیستم، که بگویی
نغمه نیستم، که بخوانی
صدا نیستم، که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی ..
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
...
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های ترا دریافته ام
با لبانت برای همه ی لبها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرود را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بودند.
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته!
با تو سخن می گویم
بسان ابر که با طوفان
بسان علف که با صحرا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های ترا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست

LOVE TO M
نوشته شده در چهارشنبه 18 خرداد 1384 و 07:06 ق.ظ توسط علی
ویرایش شده در چهارشنبه 25 خرداد 1384 و 10:06 ق.ظ
مطالب قبلـــــــی ...
◊ ...-
◊ ...-
◊ ...-
◊ عشق به زبون بعضی ها........-
◊ دستت را به من بده ......-
صفحــــــات ...
| ali_love2m@yahoo.com |